زیر گنبد کبود

زیر گنبد کبود

یکی بود، یکی نبود. زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچ کس نبود. یه مامانی بود که یه پسر داشت. اسم پسرش یوسف بود ...

آخرین مطالب

پیوندهای روزانه

مستطاب مادری

پنجشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۵۰ ب.ظ

 

  

معادله ساده‌‌‌ای است، تو فقط یک‌نفر هستی.

یعنی وقتی نام یک شخص خاص را که تو بوده‌ای صدا کرده اند، خودت تنهایی ایستاده‌ای و اعلام کردی که هستی.

یا وقتی کاری انجام داده‌ای خودت مسئول کار خودت بوده‌ای. یا وقتی در خلوت با خودت حرف زده‌ای کسی جز خودت و خدا صدایت را نشنیده است.

تو خودت بوده‌ای و هستی اما نه تا وقتی که با یک برگه چند گرمی از آزمایشگاه بیرون می‌آیی و سفیدی کاغذ رقمی را نشانت می‌دهد که تیتر بتای خونت است.

تو دیگر یکی نیستی. تو دو تا هستی!

یک‌نفر هرجا که بروی همراه توست و کسی که شبیه هیچ‌کس نیست او را به شما «هب» کرده است. کسی که یک‌روز خود تو را به مادر و پدرت هدیه داده بود و پایت را به دنیای آدم‌ها باز کرد.

تویی که چهارکیلو و دویست گرم بیشتر نداشتی و قدت فقط 53 سانت بود، حالا مادر شده‌ای.

 

 

حالا 5 ماه است کسی جایی نزدیکی‌های قلبم زندگی می‌کند. کسی که با من نفس می‌کشد و با من غذا می‌خورد. و به یادم می‌آورد که پاکیزه زندگی کنم.

مستطاب، مادری کنم!

 

 

۹۲/۰۳/۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه جناب اصفهانی

نظرات  (۳)

تبریک به تو و فرشته نازنینی که قراره مامانی مثل تو داشته باشه.
بسیاااااااااااااااااااار مبارک و خیر باشد انشاالله!
مستطاب، مادری تان مبارک باد!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی