زیر گنبد کبود

زیر گنبد کبود

یکی بود، یکی نبود. زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچ کس نبود. یه مامانی بود که یه پسر داشت. اسم پسرش یوسف بود ...

آخرین مطالب

پیوندهای روزانه

مادر موسی! سلام

سه شنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۴۳ ب.ظ

 

 

هربار که یک سونوگرافی یا آزمایش مهم باید انجام دهم به مادرموسی فکر می کنم وقتی که خدا دلش را قوی کرد و فرزندش را با دستان خودش به آب سپرد.

من آن‌قدر ایمان ندارم! و تا جواب آزمایش را نگیرم فکرم هزارجا می‌رود.

اگر خیلی پریشان باشم به قرآن پناه می‌برم و او هم در آیه‌ای به من می‌گوید: خودم حافظ شما هستم! از آن روز که خلقتان کرده‌ام!

تا کمی آرام می‌شوم اما باز آن هراس با من است. و این انتظار هولناک اصلاً شبیه انتظار نتایج کنکور و انتخابات و نیست که. پای یک آدم در میان است! یک آدم کوچولو که هیچ قدرت دفاعی از خودش ندارد و تا به این دنیای آدم‌ها چشم نگشاید نمیتوانی کاملاً مطمئن شوی که سالم است و آرام نفس می‌کشد و ... .

و این نگرانی برای او که 500 گرم بیشتر ندارد اما قلب و مغز و استخوان و مفصل‌هایش شکل گرفته، آن‌قدر زیاد است که کمتر برای خودم و همسرم نگران می‌شوم.

این هفته سونوی آنومالی  که ناهنجاریهای جنین و سلامتش را نشان می‌دهد انجام دادم. آقای پدر اولین بار بود که فرزندش را در صفحه مانیتور می‌دید و می‌توانم تصور کنم که چه حسی داشت.

 وقتی به خانه رسیدیم 11 شب بود. اما خب او سالم بود. و این یک آرامش بزرگ دوباره را همراه آورد. تا آزمایش و سونوی بعد.

من اما هنوز هم هیچ شباهتی به مادر  موسی ندارم! جز اینکه خدایمان یکی است و زن هستم.

 

۹۲/۰۳/۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه جناب اصفهانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی