زیر گنبد کبود

زیر گنبد کبود

یکی بود، یکی نبود. زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچ کس نبود. یه مامانی بود که یه پسر داشت. اسم پسرش یوسف بود ...

آخرین مطالب

پیوندهای روزانه

دو سالگی!

شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۴۶ ق.ظ

 

نمی توانستم دلیل رفتارهایش را بفهمم. شاید جایی از بدنش درد می کرد که نمی توانست بگوید؛ شاید خوب نخوابیده بود؛ شاید هنوز گرسنه بود؛ شاید دلش برای پدرش تنگ شده بود. شاید حشره ای او را گزیده بود. هرچه بود من نمی فهمیدم!

یوسف شب را خوابیده بود و صبح یک آدم دیگری شده بود.

بهانه می گرفت. گاهی دلش می خواست بی دلیل گریه کند. پر انرژی تر شده بود. اسباب بازی هایش را به هیچ کس غیر ما دو تا نمی داد. دلش نمی خواست حمام کند. مسواک که اصلا نمی زد. می خواست لباسش را خودش انتخاب کند. غذایش را با آنکه گرسنه بود نمی خورد. «نه» هایش قوی تر شده بود. برای هر چیزی اظهار نظر می کرد. بیرون از خانه لحظه ای از من جدا نمی شد. گاهی غیرقابل پیش بینی بود. حرف می زد، حرف می زد، حرف می زد. مقتدر شده بود! مستقل شده بود! پر هیاهو شده بود!

چند روز گذشت، همینطوری. و من هنوز به دنبال پاسخی بودم که شاید دکتر شادی می دانست.

بعد یک هو یاد طرح تی شرت محبوبش افتادم، من دو ساله هستم!

من دو ساله هستم!

انگار داشت به همه کسانی که او را می بینند هشدار می داد که دو ساله است!

و باید کتاب کلیدهای رفتار با کودک دو ساله نوشته مگ زوبیک، نشر صابرین را خوانده باشی تا بدانی چه می گویم!

من زود این کتاب را خواندم. و حین مطالعه خوشحال بودم که فرزند من جزو کودکانی نیست که گاهی قشقرق به پا می کنند و ... . و بسیار خوشحال تر که تست های ساده کتاب یوسف را فرزندی آرام و مطیع نشان می داد!

اما حالا می فهمم که هر کتاب را باید به وقتش خواند!

باید دوباره این کتاب را از کتابخانه امانت بگیرم.

او یک جا قشنگ می نویسد:

بچه های دو ساله کاشفینی هستند که به دنبال دنیاهای ناشناخته می گردند. دانشمندانی هستند که شگفتی های طبیعت را بررسی می کنند؛ شاعرانی هستند که برای اولین بار زبان را انتخاب می کنند و روان شناسانی هستند که به راز تفاوت های رفتاری انسان های اطراف خود می اندیشند.

و پسرم دارد دو سالش می شود!

دارد کاشف می شود! دانشمند می شود! شاعر می شود! آدم شناس می شود!

و دارد عبور می کند از بخش کودکی! نه بچه است که بشود همه چیز را سرسری بخشید، نه بزرگ شده که بشود برایش توضیح منطقی داد. در نقطه عطفی به نام دو سالگی.

و من هرچقدر هم بخوانم که بدانم جز خلاقیت و صبر و محبت ابزار ارزشمندی برای مادری او نخواهم داشت.

پیش خودم بمان؛ ما دنیا را فتح می کنیم!

 

۹۴/۰۶/۰۷ موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه جناب اصفهانی

نظرات  (۳)

۲۶ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۵۳ الهام یوسفی
سلام فاطمه خانم!
مدام سر می زنم به زیر گنبد کبودتان اما می فهمم انگار سرتان خیلی شلوغ است. من شاید این را سال بعد بفهمم و یا بعدترش. انشاالله.
فقط خواستم دعوت تان کنم به وبلاگ تازه ام. نوشتن هایم را دارم علنی می کنم...
وقت کردید سربزنید به من
یاحق
سلام
این نکته که هر کتاب را باید به وقتش خواند، نتیجه ایه که منم تو تربیت و در واقع تو مراحل رشد پسرم بهش رسیدم.
خدا قوت مامان مهربون و دانا
کاش حوصله کنید در یک مطلب مجزا این کتاب های خوب رو معرفی کنید.
خدا حفظ کنه پوسف گلتون رو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی